السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

8

تفسير الميزان ( فارسي )

حروف « الف - لام - راء » و ساير آيات مشابه آن و يا آياتى كه به وضع قرآن نظر دارند آغاز شده اين معنا ظهور دارد كه منظور از كتاب و آيات كتاب ، همين قرآنى است كه تلاوت مىشود ، و به عنوان اينكه لوحى است كه از بطلان و تغيير محفوظ است قرائت مىشود ، هم چنان كه كلمه « كتاب » هر جا كه ماخوذ از لوح محفوظ اعتبار شده به همين معنا است ، مانند آيه : « تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ » « 1 » و آيه « كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُه ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ » « 2 » و آياتى ديگر . * ( « أكانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ . . . » ) * استفهام در اين آيه شريفه انكارى است و مىخواهد تعجب كفار را از وحى كردن خداى تعالى به يك نفر از افراد آنان را تخطئه كند ، و بفرمايد : هيچ جاى تعجب نيست كه خداى تعالى معارفى را كه دعوت قرآنى مشتمل بر آن است به فردى از افراد شما وحى كند . * ( « أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ . . . » ) * - اين جمله آن چيزى را كه به آن جناب وحى كرده بود تفسير مىكند ، و مىفهماند اينكه گفتيم * ( « أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ » ) * ، منظورمان از آن چيزى كه وحى كرديم انذار و تبشير است . پس آن وحى نسبت به عموم مردم انذار ، و نسبت به خصوص كسانى كه از ميان عموم ايمان آورده‌اند بشارت است . پس ، به هر حال اين كتاب در بعضى از احتمالات و تقادير به ضرر مردم است و آن احتمال عبارت است از اينكه مردم نسبت به آن كفر بورزند و از دستوراتش عصيان كنند ، و در بعضى از تقادير به نفع مردم است ، و آن عبارت است از اينكه مردم به آن ايمان آورده دستوراتش را اطاعت كنند . حال ببينيم آن بشارت چيست ؟ در آيه شريفه ، جمله * ( « بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا » ) * با جمله * ( « أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ - ) * اينكه مؤمنين نزد پروردگارشان قدم صدقى دارند » تفسير شده ، و منظور از * ( « قَدَمَ صِدْقٍ » ) * مقام و منزلت صادق و واقعى است ، هم چنان كه آيه شريفه « فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ » « 3 » به آن اشاره نموده و مىفهماند كه مؤمنين مجلسى صدق نزد مالك مقتدر آسمانها و زمين دارند ، چون ايمان آنجا كه باعث قرب و منزلت نزد خداى تعالى مىشود ، قهرا صدق در ايمان باعث صدق در آن مقام و منزلت نيز هست ، پس مؤمنين همانطور كه ايمانشان صادق است ، منزلتشان نيز صادق است .

--> ( 1 ) اينها آيات آن كتاب ، و قرآنى است روشنگر . « سوره حجر ، آيه 1 » ( 2 ) كتابى است كه آياتش نخست محكم شده و سپس آياتش از ناحيه حكيمى خبير جدا جدا گشته است . « سوره هود ، آيه 1 » ( 3 ) در مجلسى پسنديده نزد مالكى مقتدر . « سوره قمر ، آيه 55 »